X
تبلیغات
خاطرات عاشقان
درباره

خدایا خودت بنگر که من با کوله باری از گناه از اعماق جهنم وجودم تو را تنها و تنها تورا میخوانم....
خدایا چگونه دلت می آید که بنده ات را با کوله بار گناه درین دنیای غفلت بار رها کنی؟!!
پروردگارا پس دریاب مرا و اجابت فرما بنده ات را همانا تو بخشنده ترین و صاحب وجودی
آمین یا رب العالمین....
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی


[مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ]

[ Designed By Ashoora.ir ]
خاطرات عاشقان
به نام او

به نام خداوند جان و خرد                    کزان برتر اندیشه برنگذرد

این یه وبلاگ نیست دلنوشته هم نیست.....این حرف های یک بنده ی معصیت کار نسبت به خدای خودش.بنده ای که سرور مهربان خودش رو فراموش کرده.بنده ای که گرمترین آغوش دنیا رو رها کرده و غرق در آغوش سرد گناه شده.خدایا من بنده ی گناه کار تو تو تو تو ام.....


یاد

یادم باشه هرجا خواستم برم اول ببینم خدا دوست داره برم یا نه

یادم باشه هر حرفی رو خواستم بزنم اول ببینم خدا دوست داره بزنم یا نه

یادم باشه هر چیزی رو خواستم ببینم اول ببینم خدا دوست داره ببینم یا نه

این چیزارو باید یادم باشه.باید یادم باشه هرکاری که میخوام بکنم باید برای رضای خدا باشه....اینارو باید یادم باشه................


مادرم

مادر مرا به کدامین گناهش کشتند مردم؟؟؟؟؟

شما بگویید تنهایی علی و غربتش را به که گوید؟؟؟؟؟؟؟

وای علی جان چه تنهایی این روها و شب ها.....امان از غربت تو که به چاه پناه میبری....

فاطمه.....فاطمه جانم......نرو علی بی تو چه کند؟؟؟



ممنون آقای من ممنون امام من ممنونتونم...........من فکرشم نمیکردم...........من کجا و شما کجا!!!

ممنونتونم تا عمر دارم اون لحظات قشنگ رو فراموش نمیکنم...........


عید

خدایا امسال رو عید همه فاطمی باد...........................


عید

عید امد و عید آمد تا باد چنین بادا تا باد چنین بادا

هرچند عیده اما اصلا حال خوبی ندارم یعنی راحت بگم داغونم خدایا چرا نگاهم نمیکنی منی که هیچوقت ازت شکایت نداشتم حالا چه بلایی سرم اومده این آخرای امسال چرا اینطوریه؟!..خدا تو هنوزم خدای منیا به دادم برس


خدا

بعد همه دلتنگیام بعد مشهد نرفتنام جنوب نرفتنام حالا خدایا دلم به چی خوش باشه؟!

به گناهام؟به بی آبروییام؟به چی؟؟؟؟

خدایا بیچارم بیچاره

حالا یکی مثل من شد بنده بدت نباید نگاش کنی؟خدااااااااا ازت گله دارم اگه به توفیق باشه از من بدترش دارن میرن من.........

خدا نامردیه..........تاحالا ازت گله نداشتم اما اینبارو دارم..........نگاهم کن....یه بار دیگه کربلارو قسمتم کن


یا زهرا

الهی به پهلوی شکسته ی مادر.......به اشک های ریخته ی مظلومانه ی پدر.......

به کشته شدن فرزند در رحم مادر....... به لحظه ی صبر کردن پدر

اللهم عجل لولیک الفرج


رسوایی...

خدای من نکند پایان همه ی گناهانم رسوایی باشد......میدانم بدم اما....

اما به تو

پناه میبرم ای ستار العیوب بندگان....اگر قرار به رسوایی است پس بگو تا به بندگانت بگویم دیگر ستار العیوب صدایت نکنند.....


دوباره

و دوباره مینویسم تا گرد و غبار قلبم تازه شود و یادم آید که من همان بنده ی گنه کار خدایم هستم و هیچ چیز عوض نشده بد همان بد است و من همان من........

خدا کند فقط خدا کند که بخششه خدایم هم تغییر نکند و همان ارحم الراحمین بماند....خدا کند


خداوندا

خدایا دوباره از تو مینویسم حالا این روزا که حالم رو بهتر کردی این روزا که داری قطره قطره گناه هامو ذوب میکنی این روزا انگار دارم حس میکنم بیشتر بهت نزدیک میشم.میدونی خداجونم خیلی وقت بود اینجا واسه تو چیزی ننوشته بودم دوباره انگار میخوام بغلم کنی و بهم بگی بنده ی من عزیز دلم فقط مال خودمی نری طرف دیگه و من بازم بهت بگم خداجونم همه ی دارو ندارم تویی همه کسم تویی من که غیر تو کسی رو ندارم بخوام از پیش تو برم و بازم نگاهمون بیفته تو نگاه هم.خدایا من بهت میگم عاشقتم....خداجون من خیلی دوست دارم خیلی......



در ذکر علی(ع)
در ذکر علی کوه کم آورد              ///           در ذکر علی روح کم آورد
در ذکر علی نور کم آورد               ///            در ذکر علی آن که دید و کور کم آورد
در ذکر علی حیدر کرار کم آورد      ///          در ذکر علی هم ذوالفقار کم آورد
در ذکر علی هر که جز رب دادار کم آورد  ///در ذکر علی صاحب دیدار کم آورد
در ذکر علی حتی علمدار کم آورد/در ذکر علی سرهای جدا گشته ی کرار کم آورد
در ذکر علی مصمار در خانه ی ارباب کم آورد//در ذکر چادر خاکی غمخوار کم آورد
در ذکر علی مادر آب کم آورد         ///    در ذکر علی هم پدر خاک کم آورد
در ذکر علی سجاده و دیوار کم آورد       ///  در ذکر علی مکه ی وامدار کم آورد
در ذکر علی حضرت ستار کم آورد      ///  در ذکر علی بنده ی گنه کار کم اورد

محمد(بنده)   دوستان خیلی دوست دارم نظراتتون رو درمورد شعر جدیدم بدونم میخواستم با خط خودمو بزارم اما اینجا نمیشد هرکی دوست داره شعرو با دستخط خودم بخونه تو قسمت نظرات بگه تا آدرس رو براش بفرستم.




فضائل زيارت عاشورا بر حسب آنچه در فرمايش حضرت امام محمّد باقر (عليه السلام) و حضرت صادق (عليه السلام) در روايت علقمه و صفوان است ، بيست و دو امر است:
۱. ثواب دوازده هزار حج.
۲. ثواب هزار هزار جهاد .
۳. ثواب دو هزار هزار عمره . كه همه آنها را با حضرت رسول (صلى الله عليه وآله) و ائمّه اطهار (عليهم السلام) بجا آورده باشد .
۴. ثواب مصيبت هر پيامبرى از اوّلين تا آخرين .
۵. ثواب مصيبت هر رسولى .
۶. ثواب مصيبت هر وصيّى تا روز قيامت .
۷.ثواب مصيبت هر صدّيقى تا روز قيامت .
۸. ثواب هر شهيدى تا روز قيامت .
۹ . بلندى مقام او صد هزار هزار درجه .
۱۰. نوشته شدن هزار هزار حسنه .
۱۱. محو شدن هزار هزار گناه .
۱۲. رسيدن به درجه شهداى با آنحضرت تا حدّى كه به هيئت آنها محشور شود ، و در مقامات آنها داخل شود .
۱۳. ثواب زيارت هر پيامبرى.
۱۴. ثواب زيارت هر رسولى .
۱۵. ثواب زيارت هر كسيكه زيارت نموده است آنحضرت را از آن روزى كه شهيد شده اند .
۱۶. جواب سلام از آنحضرت (عليه السلام) بجهت قبولى زيارت او .
۱۷. قضاء و بر آورده شدن حوائج هرقدر و هرچند بزرگ باشد .
۱۸. سرور قلب بر وجه دوام و هميشگى و روشنى چشم بواسطه رسيدن به آنچه طالب باشد .
۱۹. فوز به بهشت .
۲۰. سلامتى از آتش .
۲۱. قبول شدن شفاعت او براى هر كس كه از خويش و بيگانه ، گرچه مستحق آتش جهنّم باشند ، جز دشمنان اهلبيت (عليهم السلام) .
۲۲. ضمانت مؤكّده از حضرت صادق (عليه السلام) و از حضرت امام محمّد باقر (عليه السلام) و از حضرت امام زين العابدين (عليه السلام) و از حضرت ابى عبدالله (عليه السلام)و از حضرت مجتبى (عليه السلام)و از حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) و از حضرت رسول (صلى الله عليه وآله)و از جبرئيل (عليه السلام) و از حضرت احديّت جلّ شأنه در حقّ زائر به اين زيارت آنكه زيارت او مقبول و سعى او مشكور ، يعنى كه هيچ مانعى سبب ردّ آن نشود.




به نام  خداوند جان های زمینی

یادم نمیره درد های پدرمو حرفای دیروزشو .همه حرفش ترکش بود خمپاره 60 شلمچه شیمیایی. هی از بچه هایی میگفت که سرشون یه طرف میپرید و تنشون یه جا پرتاب میشد هی از گلوله ی مستقیم تانک میگفت که تنارو درجا ذوب میکرد هی از یه همسنگریش میگفت که موقع جون دادن دستشو میگرفت جلو سینشو میگفت بهشون که بلندش کنند میگفت آقام اومده بچه ها.....

بازم یاد اشکای ته چشم بابام افتادم.کلی حرف داشتن باهام.....بهم میگفت پسرم نگاه کن این ترکشرو خودم بیرون کشیدم میگفت پسرم.............اره خیلی حرفا میزد.از شب عملیات برام میگفت والفجر.......7-8 از دوکوهه از مهران از سه راهه شهادت......اه شهادت گفتم.....باز هم بوی غربت میدهد این خاک......آری خاک خاکه بهشت است خرمشهر را میگویم.شنیده ای که برادرم؟ خرمشهر همان جایی که گفتند خدا آزادش کرده.شاید الان بخندی به حرفام اما بدون یه کشور تک و تنها با کمترین سلاح و تجهیزات جنگی اگه درمقابل کل دنیا قرار بگیره یعنی چی؟! یاد پدرم بخیر یاد سرفه های خونش که بعدش بیحال میشد و میفتاد یه گوشه.........هی یاد پلاکش بخیر تا لحظه آخر تو گردنش داشت.یاد اون چفیش که میگفت واسه دوسه شهیدشه. یادم نمیره گریه های یواشکیشو ناله های کمیلش رو....میگفت پسرم شب عملیاتا بچه ها یه حال دیگه داشتن انگار اصلا اون بچه های سابق نبودن هر کی یه گوشه ایی رو میگرفت و با خداش درد ودل میکرد.پسرم یاد دوستمم علی بخیر همیشه بهم میگفت من عاشق ابوالفضلم.......میدونی پسرم جلو چشام دیدم تیربار عراقی بستش به گلوله و دستاش افتادن و بازم داشت راه میرفت  یاد حسین بخیر مداحه بچه های دلخسته بود همش از لحظه ی سر بریدن امام حسین میگفت آخرش دیدم سرش رو قناصه زن عراقی زد سرش پرت شده بود تو دستای داداششو تنش داشت حرکت میکرد..........یادش بخیر بابام میگفت دلم خونه پسرم میگفت من و دوستام نرفتیم جبهه تا جوونامون اینطوری شن میگفت ماهم جوون بودیم پسرم ماهم میتونستیم گناه کنیم ما هم دل داشتیم اما هیچوقت بهش فکرم نمیکردیم چون ما هدفمونو پیدا کرده بودیم.میگفت پسرم قلبم تیر میکشه میگفتم بابا بازم ترکشته؟میگفت اینبار نه پسرم بابته ترکش نیست امروز بودم تو خیابون دیدم یه پسری به خواهرت داشت تیکه مینداخت و چادرش رو مسخره میکرد دلم آتیش گرفت خواستم برم سمتش که حولم داد و افتادم تو جوب.........یاد پدرم بخیر.........یاد حرفاش. یاد        خاطره هاش.............یاد بودناش.........یاد گریه هاش و درداش بخیر...................

برادر من شاید الان واسه تو شنیدن این حرفام خیلی خنده دار باشه اما بدون پدر من و پدر های ما واسه من و تو رفتن جنگیدن سرشون و دادن تا ناموسشون تا بچه هاشون امروز باشن و خوب زندگی کنند.حالا به نظر تو ابرو گرفتنات و آرایشات خون پدر منو پایمال نمیکنه؟ یادت باشه باباهای ما نرفتن که تو امروز وایستی سر چهار راه و به دختراشون تیکه بندازی و شماره بدی باباهای ما رفتن تا این کشور تا ایران من ایران تو ایران ما بمونه...............اینو یادت باشه داداش من.

اما یه حرفم با خواهرام دارم اره خواهر من درست فهمیدی همون.همونی که میدونی.حجابت........تورو به خون پاک پدرم و پدرای ای کشوری که ریخته شدن پای بودنت پای امنیتت تو من ریخته شد حالا حقشه به نظرت اینطوری با بی حجابیات دلشونو بشکونی؟ واقعا اگه پدر خودتم برا این چیزا شهید میشد بازم اینطوری میومدی بیرون....تورو خدا تورو به خون پدرامون بیا و از این بعد شده روزی یه تاره موتو کمتر بزار بیرون اینطوری دل زهرارو هم شاد میکنی واست دعا میکنه میگه خدایا خودت این دخترمو که یه تاره موشو به خاطر من حفظ کرده تو هم حفظش کن........نمیخوای زهرا در حقت دعا کنه؟......

نویسنده ی متن:بنده

شرمنده بچه ها اگه بد شد بعد مدت ها دستم به قلم رفت اینم خدایی از ته دلم نوشتم......



از مرکب که افتـاد

مجروح و خونــی

دیدنــد مشتی خاک جمع کــرد

پیشانی بــر آن نهاده

الهـى ! راضیـم بــه رضــاى تــو . .

این حسیــن با دل خدا چه می کنــد




عکسهای مکه، خانه کعبه و مدینه


روی پـــــرده کعــبه

این آیه حک شده اســت:

نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــيمُ
....
" بندگانم را آگاه کن که من بخشنده‌ی مهــــربانم ! "




و من به همین یک آیه دلخوشم .........


دل است....

دل است دیگر ؛ تنگ می‌شود

گاه و بی‌گاه ...

سنگ اگر بود

تو که نمی‌بردی‌اش ...



بسم الله النور......... (فقط لطفا جاهایی که نقطه گذاشتم اروم تر بخونید نه تند.....)
نمی دانم از کجا باید شروع کنم .........از هفتپه و غربت غروبش......از بچه ها و تیر ها..........از ان سرزمینی که در هر قدمش خون جوانان این وطن ریخته شده........ازدو کوهه و حاج احمد متوسلیانو ابراهیم همتش که هنوز هم صدای پر از صلابت و دلنشین او به گوش میرسد .............یا از فکه و گردان حنظله اش...........
یا شاید هم از اروند .........از اروند .......از اروند ............اروندی که پلاک بچه هایش را در شکم کوسه ها یا فتند.............اروندی که رفیق سر دوست و رفیقش را زیر اب کرد تا صدای هق هق زدن اخرین نفس هایش به گوش دشمن نرسد و عملیات لو نرود...........اروندی که هیچ کس نمی تواند منکر سختی جان دادن در ان شود
...اخر میدانی وقتی که بر روی زمین جان میدهی نفس عمیقی میکشی و دست وپا میزنی و لگد به زمین میکوبی اما در اب..........نه میتوان نفس عمیقی کشید و نه میتوان دست و پا زد بلکه با هر لگدی که میزنی بیشتر در اب فرو میروی............اصلا چه کسی میتواند منکر شود که سالها پیش بچه هایی از جنس خاک طلایی طلاعیه و با پیروی از طلایه داری چون خمینی کبیر در نخلستانها تا به صبح اشک نریختند و مناجات نکردند بخاطر اینکه سجده نمازشان طولانی نشده بود.............
مگر میتوان صدای ناله های جانسوز دعای توسل و دعای عدشان را که هر سپیده به گوش میرسد منکر شد؟
نمی دانم شاید باشند کسانی که بتوانند منکر شوند..........
شاید هم انکار براثر فراموشی است...........
چرا ما اینقدر فراموش کاریم؟
آی دوستانی که دم از جنگ میزنید و از تیر های نخورده لنگ...............چر حرمت خونی که به اعتبارش اعتبار یافتید را شکستید؟ ...............چرا؟

نبودم در لشکر پیر خمین .........نبودم در لشکر ال علی.........اما اکنون با صدایی رسا میگویم جانم فدای سید علی....................صلوات

نویسنده متن: عمران


سلام شهید

تصاویر تشییع پیکر جانباز شهید حاج مهدی پورمهدی امیری که بعد از ۲۷ سال نشستن بر روی صندلی چرخدار و تحمل سکوت دردها ندای حق را لبیک گفت و به همرزمان شهیدش پیوست.....

هنوز هم شهدا هستند.........روحش شاد

ادامه ی تصاویر در ادامه ی مطلب





امشب چه دل گرفته ای دارم من.......خدایا امشب مثل اون قدیما بازم من اینجام و تو......خدایا جز تو کسی بهم اهمیت نمیده نمیدونم اما من بنده هاتو دوست دارم هرچند اونا.....

خداجونم تنهام دلم امشب گرفته به دادم میرسی؟

خداجونم میگن مردی مرد که گریه نمیکنه آخه کی میدونه من چقدر تنهام........

خدا جونم بازم منم و خودت.........نمیدونم فقط میدونم هیچکی جز خودت حال امشبمو درک نمیکنه.....خدا جونم به دادم میرسی؟


مادرم.....

خدایا به مادر امام زمان فاطمه ی زهرا قسمت میدم تمام مریضارو شفا بده

بچه ها امشب حال مادرم خیلی بده تورو خدا واسش دعا کنید.....



در عزای رضا من دیوانه میشوم/مجنون که دیده اید من خود دیوانه میشوم

روید و زنجیر آورید که در زهر جفا/من برای آقا رضا خود خود دیوانه میشوم


باران....

امشب دلم هوای باران دارد.....

     آه خدای من

آسمان وجودم کی ابری میشود؟......



حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام ) فرموده است: در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد! 

۱- در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم الوکیل» (آل عمران ایه ۱۷۱) پناه نمی برد. در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید. 

۲- در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین» (سوره انبیاء آیه ۸۷) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می بخشیم.» (سوره انبیاء آیه ۸۸)

۳- در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد» (سوره غافر آیه ۴۴) ... پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.» (سوره غافر آیه ۴۵) 

۴- در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیباییهای دنیاست چگونه به ذکر «ماشاءالله لاحول و لاقوة الا بالله» پناه نمی برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: «مردی که فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمتها برخوردار بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.» 

به عشق حاج رسول نرک که این شعرو تو حالت جنونش به عشق اربابش حسین میخوند:

گویند خلایق که به دیوانه قلم نیست
من گشتم و دیوانه توکلت علی الله


فال یلدام

فال شب یلدایی ما هم اینطور دراومد:

فتنه

تو مگر بر لب آبی به هوس ننشینی                  ورنه هر فتنه که بینی از خود بینی

به خدا که تویی بنده بگزیده او                          که بر این چاکر دیرینه کسی نگزینی

ادب و شرم ترا خسرو مهرویان کرد                       آفرین بر تو که شایسته ی صد چندینی

باد صبحی به هوایت ز گلستان برخاست                که تو خوشتر ز گل تازه تر از نسرینی

صبر بر جور رقیب چه کنم گر نکنم                        عاشقان را نبود چاره بجز مسکینی

عجب از لطف تو ای گل که بنشستی با خار               ضاهرا مصلحت وقت درین میبینی

سخنی بی غرض از بنده ی مخلص بشنو                   ای که منظور بزرگان حقیقت بینی

نازنینی چون تو پاکیزه دل و پاک نهاد                      بهتر آن است که با مردم بد ننشینی

گر امانت به سلامت ببرم باکی نیست                   بی دلی سهل بود گر نبود بی دینی

شیشه بازی سرشکم نگری از چپ و راست            گر بر این منظور بینش نفسی بنشینی

سیل این اشک روان صبر دل حافظ برد                      بلغ الطاقه یا مقله عینی بینی

تو بدین نازکی و سر کشی ای شمع چگل                لایق بندگی خواجه جلال الدینی

معنی فال:

اگر به خودت مغرور شوی و فکر کنی که از همه برتر هستی بدان بزرگترین اشتباه را کرده ای.خداوند همه ی بندگانش را به یک اندازه دوست دارد،پس خود را هرگز سوا از دیگران ندان.



این تصویر که به‌تازگی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده تا به حال میلیون ها بیننده داشته و اشک آنها را سرازیر کرده است. یکی از کودکان عراقی شرکت‌کننده در عزاداری سیدالشهداء(علیه السلام) در عالم کودکانه خود، سعی می‌کند با بطری آبش، طفل شیرخواره امام حسین(علیه السلام) را سیراب کند.

6778922

 
 


بچه ها اینم آهنگ متن پست  قبلیمه...خیلی قشنگه امیدوارم خوشتون بیاد
دانلود:

http://uplod.ir/fa9ej2t6gmi1/دانلود_Kucheye_leili_mp3.mp3.htm



 

یک شبی مجنون نمازش را شکست


بی وضو در کوچه ی لیلا نشست


عشق آن شب مست مستش کرده بود


فارغ از جام الســـتش کرده بود


سجده ای زد بر لب درگاه او


پر زلیلا شد دل پر آه او


گفت یارب از چه خوارم کرده ای


بر صلیب عشق دارم کرده ای


جام لیلا را به دستم داده ای


وندر این بازی شکستم داده ای


نشتر عشقش به جانم میزنی


دردم از لیلاست آنم میزنی


خسته ام زین عشق دلخونم مکن


من که مجنونم تو مجنونم مکن


مرد این بازیچه دیگر نیستم


این تو ولیلای تو… من نیستم


گفت ای دیوانه لیلایت منم


دررگ پیدا و پنهانت منم


سالها با جور لیلا ساختی


من کنارت بودم و نشناختی


عشق لیلا در دلت انداختم


صد قمارعشق یک جا باختم


کردمت آواره ی صحرا نشد


گفتم عاقل میشوی اما نشد


سوختم در حسرت یک یاربت


غیر لیلا بر نیامد از لبت


روز و شب اورا صدا کردی ولی…


دیدم امشب بـا منی گفتم بلـــی


مطمئن بودم به من سر میزنی


در حریم خانه ام در میزنی


حال این لیلا که خوارت کرده بود


درس عشقش بی قرارت کرده بود


مرد راهش باش تا شاهت کنم


صد چو لیلا کشته در راهت کنم…



منوی اصلی
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)